شمس الدين احمد

108

خزائن الملوك ( فارسى )

كثرت غذا نمىرسد در بيان نبض غسل كرده وقت غسل به آب گرم خاصه در حمام نبض عظيم و قوى و لين شود و بعده سريع گردد يا متواتر و اگر در حمام دير مكث كنند بسبب تحليل حرارت نبض ضعيف و بطى و متفاوت مىگردد و وقت غسل به آب سرد شديد البرد نبض صغير و متواتر شود و اگر برودت اندرون تن اثر نكند و به ظاهر تن سردى برسد و در باطن حرارت فراهم آيد نبض قوى و عظيم و سريع باشد در بيان نبض غسل به آب معادن وقت غسل به آب معدن شبى و زاجى نبض صلب شود و وقت غسل به آب معدن كبريتى سريع گردد در بيان نبض اوجاع در آغاز وجع نبض قوى و سريع و متواتر شود به شرطى كه وجع در ظاهر بود و اگر در باطن باشد هم در آغاز نبض صغير و ضعيف بود و هرگاه وجع بشدت گرايد نبض ضعيف و صغير و متواتر و سريع گردد و چون وجع در غايت صعوبت برسد و قوت ساقط گردد نبض دودى و نملى شود در بيان نبض اورام وقت حدوث ورم حار نبض منشارى و سريع و متواتر باشد و اگر ورم رطب لين باشد نبض موجى بود و اگر ورم بارد باشد نبض بطى و متفاوت بود اما در ذات الجنب دموى نبض عظيم مائل بمنشاريت و در صفراوى سريع و متواتر باشد و در ورم ريه نبض موجى بود و در ورم حار معده و جگر نبض اكثر سريع و در ورم حار رحم نبض متواتر باشد در بيان نبض امراض در سرسام دموى يعنى قرانيطس نبض عظيم و در سرسام صفراوى يعنى قرانيطس خالص نبض سريع باشد و در ليثرغس نبض ضعيف و متفاوت و بطى و موجى و جالينوس گفته كه گاه مىباشد در ليثرغس نبض مطرقى بسبب ضعف قوت و كثرت ماده و شدت تمديد آن اغشيه را و صلابت شريان و عجز قوت از تحريك آن و در صداع حار دموى و صفراوى نبض عظيم و سريع بود و در صداع بارد بلغمى نبض متفاوت و بطى و در بارد سوداوى بطى و رقيق و در مرض عشق نامنتظم بود و در ماليخوليا نبض صلب و مختلف بود اگر مادهء سودا در همگى بدن ما دون سر باشد و صلب و بطى و صغير و مختلف بود اگر مادهء سودا فقط در سر متمكن باشد و در لقوهء تمددى نبض صلب باشد و در استرخاى نبض متفاوت و در فالج نبض موجى و ضعيف و متفاوت و بطى مىباشد و در صرع بلغمى نبض متفاوت و بطى و در صرع سوداوى نبض صلب و صغير و در سكته نبض موجى باشد و متمدد و چون به طول زمان انجامد متواتر شود پس دودى پس نملى و در سبات نبض صغير و ضعيف و بطى و متفاوت گردد و در جمود نبض بطى و صلب و در تشنج نبض ممتد مىباشد نزد جالينوس و نزد صاحب كامل منشارى و در تمدد و كزاز نبض مانند تشنج بود مگر ظهور تمدد و تواتر زياده باشد و در حميات يوميه نبض مائل بعظم و تواتر بود و در حمى عفنى اول نوبت نبض منخفض و صغير و سريع و مختلف باشد و در ميانهء تپ